محمد باقر شريعتى سبزوارى

303

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

اكنون بر مىگرديم به سخن علّامه ، چرا كه با توضيحاتى كه داده شد خواندن و فهميدن متن آسان مىشود . اعتباريات عملى بر دو قسمند : اعتباريات ثابته ، كه انسان از ساختن آن‌ها ناگزير است ؛ مانند تعاون و همكارى دوم اعتباريات متغيره ، كه با نوع نگاه و تغيير احساسات تغيير مىكند ؛ مانند مالكيت ، زوجيت ، دوستى و دشمنى . آن‌چه بيانات گذشته تاكنون نتيجه داده اين است كه انسان يا هر جانور زنده ، ميان خود ( قواى فعاله ) و ميان حركات حقيقى و خواص و افعال اختيارى خود اجمالًا يك سلسله ادراكات و علومى را ساخته و توسيط مىنمايد ؛ يعنى آن ادراكات ، واسطه بين انسان و اعمال اوست . هر عملى كه از انسان سر مىزند تابع ادراكات اعتبارى است و سپس احساسات تحريك مىشود تا به مرحلهء عمل مىرسد . و گفتيم كه هر موجود زنده بر اثر به‌كارگيرى قواى فعاله يك سلسله ادراكاتى به حكم احتياجات طبيعى مىسازد و خود را بر انجام آن اعمال ملزم مىسازد . ريشهء اعتباريات و آغاز و پيدايش آن‌ها چنان‌كه از بيان گذشته دست‌گير مىشود ، قواى فعالهء انسان ، مانند غرايز و انگيزه‌هاى فطرى و عاطفى ، چون فعاليت طبيعى و تكوينى خود را روى اساس ادراك و علم استوار ساخته‌اند ، ناچار است براى مشخص كردن فعل و مورد فعل خود ، يك سلسله احساسات